علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

326

تاريخ بيهق ( فارسى )

شرح و توضيح بعض كلمات و عبارات به ترتيب حروف تهجى ( آذرك ) نام پدر حمزهء خارجى است و صاحب تاريخ سيستان او را بنام عبد اللّه نيز ياد كرده و ابن اثير اترك ضبط كرده ، و اترك همان اذرك است با تبديل ذال بتاء . ( آزاد منجير ) ديهى است آباد در يك فرسخ و نيمى مشرق سبزوار و منجير بفتح اول است بر وزن زنجير . ( آسياى رخشان ) جاى اين آسيا بتصريح مؤلف كنار جوى قصبه ( سبزوار ) بوده و اكنون هم در آنجا آسيايى كهنه و قديم وجود دارد . ( آل محرق ) محرق بر وزن مشوق لقب عمرو بن هند از ملوك عرب در جاهليت است ، وقتى گروهى از مخالفان خود را به آتش سوزانيد و او را بدين سبب محرق لقب دادند . ( ابارى ) بفتح اول ديهى است نزديك خسرو جرد در طرف سبزوار ، و اهل قلم در اين عصر آن را به گمان خود تصحيح كرده‌اند و ابارش مىنويسند . ( ابكو ) رش ، انكو . ( ابن ام دؤاد ) اشاره بابو دؤاد شاعر ايادى است ، و دؤاد بضم اول است . ( ابيورد ) در سابق يكى از شهرستانهاى معتبر خراسان و در جز كه خود اكنون شهرستانى است جزء آن بوده ، و امروز نام ديهى است در ميان كلات و در جز . ( احمد آباد روح ) اين نام در هر دو نسخه بدين شكل نوشته شده و از طرز كتابت يك نسخه چنين برمىآيد كه احمد آباد و روح هر كدام نام ديهى جداگانه و مستقل است ، ليكن ظاهرا روح وصف احمد آباد است ، و چنين مىنمايد كه اين ديه را در برابر احمد آباد منزل ( ص 35 ) احمد آباد روح يا زوج يا لفظى شبيه بدان مىخوانده‌اند و بهر حال املا و تلفظ و مفهوم ( روح ) بطور قطع معلوم نيست ، و در سبزوار هم امروز ديهى بدين نام و وصف وجود ندارد . ( احمد آبادك باغن ) در اين زمان در حوالى باغن ديهى بدين نام نيست . ( احمد آباد منزل ) اكنون ديهى بدين نام در سبزوار نيست ، و ظاهرا در جاى رباط زعفرانى بوده ، و قرينهء اين حدس وجود رباط بسيار قديم و كهنه ايست كه در زمانهاى سابق منزلگاه كاروانيان بوده و رباط زعفرانى از مصالح آن ساخته شده است . ( اخرينى ) بتصريح مؤلف منسوب باخرين دهستان است ، ليكن در معجمهاى مشهور نام اخرين كه از توابع دهستان باشد يافته نشد . از توابع دهستان بطورى كه ياقوت در معجم البلدان مىنويسد ديهى است موسوم به آخر بر وزن آجر و منسوب بدان را آخرى بمد همزه و ضم خاء گويند . ( ارسلان ارغو ) نام يكى از پسران آلب ارسلان پادشاه سلجوقى بوده و آن را ارسلان ارغون مىنويسند ، ليكن در اين تاريخ بيهق همه جا بدون نون آخر نوشته شده است . ( استاربد ) نام محلى است در آخر ناحيهء